دیکشنری فارسی

understrapper

معنی فارسی

شخص حقيرعامل پايين رتبه

معنی کامل و مثال‌ها

/un´dǝr strap´ǝr/n.

زیردست، دون‌پایه

مترادف‌ها

noun
Underling, fag, servant, inferior agent.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن