پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
underwitted
مترادفها
adjective
Sappy, silly, half witted, foolish.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن