undissociated
معنی فارسی
تجزيه نشده برخش نشده
معنی کامل و مثالها
/-di sō´shē āt´id/adj.
● (شیمی) تجزیه نشده، برخش نشده
تجزيه نشده برخش نشده
/-di sō´shē āt´id/adj.
● (شیمی) تجزیه نشده، برخش نشده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن