undone (1)
معنی کامل و مثالها
/-dun´/vt., adj.
● اسم مفعول: undo
● فنا شده، نابود، نیست، تباه
● در عذاب روحی، دستخوش اضطراب
/-dun´/vt., adj.
● اسم مفعول: undo
● فنا شده، نابود، نیست، تباه
● در عذاب روحی، دستخوش اضطراب
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن