دیکشنری فارسی

undone (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/-dun´/adj.

● انجام نشده، به پایان نرسیده، نکرده

● نیمه پخته، نیمه خام، نیم‌پز

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن