دیکشنری فارسی

undouble

معنی فارسی

منفرد کردن، بي جفت کردن، تاق کردن

يک لا کردن، از هم باز کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-dub´ǝl/vt.

(از حالت دو تایی) منفرد کردن، بی جفت کردن، تاق کردن

یک لا کردن، از هم باز کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن