undouble
معنی فارسی
منفرد کردن، بي جفت کردن، تاق کردن
يک لا کردن، از هم باز کردن
معنی کامل و مثالها
/-dub´ǝl/vt.
● (از حالت دو تایی) منفرد کردن، بی جفت کردن، تاق کردن
● یک لا کردن، از هم باز کردن
منفرد کردن، بي جفت کردن، تاق کردن
يک لا کردن، از هم باز کردن
/-dub´ǝl/vt.
● (از حالت دو تایی) منفرد کردن، بی جفت کردن، تاق کردن
● یک لا کردن، از هم باز کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن