unearned
UKʌnəːnd
USə'nə:nd
معنی فارسی
کسب نشده ، از طريق کار به دست نيامده ،
باد آورده
بي استحقاق، ناسزاوار، بيش از استحقاق
معنی کامل و مثالها
/-u_rnd´/adj.
● کسب نشده، از طریق کار به دست نیامده (مانند سود سهام یا بهرهی بانک)، باد آورده
unearned income
در آمد غیر وابسته به کار و شغل
● بدون استحقاق، ناسزاوار، بیش از استحقاق
تعریف انگلیسی
adjective
- not gained by merit or labor or service “accepted the unearned rewards that came his ways as well as the unearned criticism” “unearned income” “an unearned run”