دیکشنری فارسی

unfair

UKʌnfɛər USən'fɛə

معنی فارسی

غير منصفانه نادرست بي انصاف

معنی کامل و مثال‌ها

/-fer´/adj.

غیر منصفانه، ناروا، نادرست

نادرستانه

بی انصاف، نامنصف

مترادف‌ها

adjective
Unjust, inequitable, partial, dishonest, dishonorable, disingenuous, one sided, unequal, insincere, uncandid, false, hypocritical, faithless, truthless.

واژه‌های دیگر با معنی «غير منصفانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن