دیکشنری فارسی

unfathered

معنی فارسی

بي پدر حرامزاده تقلبي. حرامزاده بيپدر و مادر بياصل و نسب

معنی کامل و مثال‌ها

/-fä´thǝrd/adj.

● (مهجور) بی‌پدر، یتیم

● حرامزاده

● بی‌پدر و مادر، بی‌اصل و نسب

● دارای نویسنده‌ی نامعلوم، قلابی، نااصیل

واژه‌های دیگر با معنی «بي پدر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن