unfetter
معنی فارسی
از قيد رها شدن، از زنجيرازاد شدن.
معنی کامل و مثالها
/-fet´ǝr/vt.
● آزاد کردن، رها کردن (به ویژه از بند یا گیر)، رهانیدن
مترادفها
verb active
Unshackle, unbind, set free, loose, set at liberty.
از قيد رها شدن، از زنجيرازاد شدن.
/-fet´ǝr/vt.
● آزاد کردن، رها کردن (به ویژه از بند یا گیر)، رهانیدن
verb active
Unshackle, unbind, set free, loose, set at liberty.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن