دیکشنری فارسی

unforgettable

UKʌnfəgetəbl US'ʌnfə'getəbəl

معنی فارسی

فراموش نشدني

معنی کامل و مثال‌ها

/un´fǝr get´ǝ bǝl/adj.

● فراموش نکردنی (یا نشدنی)، به یاد ماندنی

her unforgettable smile

لبخند فراموش نشدنی او

تعریف انگلیسی

adjective
  1. impossible to forget

واژه‌های دیگر با معنی «فراموش نشدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن