دیکشنری فارسی

unfrock

UKʌnfrɔk

معنی فارسی

خلع لباس کردن، از کسوت روحاني خارج شدن.

معنی کامل و مثال‌ها

/-fräk´/vt.

● خلع کسوت روحانی کردن، از مقام کشیشی (و غیره) بر کنار کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. divest of the frock; of church officials “Somebody ----s somebody”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن