دیکشنری فارسی

unfrosted

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of glass) lacking a frosted coating “unfrosted light bulbs”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن