دیکشنری فارسی

ungodly

UKʌngɔdliː

معنی فارسی

بي دين خدانشناس

معنی کامل و مثال‌ها

/-gäd´lē/adj., adv.

خدانشناس، بی‌ایمان

ناپارسا، گنهکار، خبیث، بد جنس

(قدیمی) خبیثانه، بدجنسانه، گناهکارانه

(عامیانه) بسیار (بد)، نامعقول

مترادف‌ها

adjective
1. Wicked, impious, sinful, unrighteous, godless, vicious, profane, reprobate, depraved, vile, bad, evil.
2. Unhallowed, unsanctified, unholy, polluted.

واژه‌های دیگر با معنی «بي دين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن