دیکشنری فارسی

unguiculate

معنی فارسی

ناخن دار سم دار

معنی کامل و مثال‌ها

/uŋ gwik´yōō lit/adj., n.

● (جانورشناسی) دارای چنگال یا ناخن به جای سم، چنگال دار، ناخن دار

● (گیاه شناسی) ناخنک دار

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a mammal having nails or claws
  2. having or resembling claws or nails “unguiculate animals” “an unguiculate flower petal”

مترادف‌ها

adjective
(also unguiculated)
Clawed, having claws.

واژه‌های دیگر با معنی «ناخن دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن