دیکشنری فارسی

unhallowed

UKʌnhæloud

معنی فارسی

عمل کفر اميزکردن کفراميز نامقدس کردن. مورد بي حرمتي ناپارسا خبيث

معنی کامل و مثال‌ها

/-hal´ōd/adj.

نامقدس، نا اشو

مورد بی حرمتی

ناپارسا، خبیث

مترادف‌ها

adjective
Unsanctified, unholy, profane, impure, polluted, wicked.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن