unhallowed
UKʌnhæloud
معنی فارسی
عمل کفر اميزکردن کفراميز نامقدس کردن. مورد بي حرمتي ناپارسا خبيث
معنی کامل و مثالها
/-hal´ōd/adj.
● نامقدس، نا اشو
● مورد بی حرمتی
● ناپارسا، خبیث
مترادفها
adjective
Unsanctified, unholy, profane, impure, polluted, wicked.