دیکشنری فارسی

unhuman

UKʌnhjuːmən

معنی فارسی

غيرانساني

رجوع شود به superhuman

رجوع شود به inhuman

معنی کامل و مثال‌ها

/-hyōō´mǝn/adj.

● غیرانسانی

● رجوع شود به: superhuman

● رجوع شود به: inhuman

تعریف انگلیسی

adjective
  1. divested of human qualities or attributes

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن