دیکشنری فارسی

unifier

معنی فارسی

يکي کننده يک شکل کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/yōōn´ǝ fī´ǝr/n.

(شخص یا چیز) متحد کننده، یکپارچه کننده، یکی کننده

واژه‌های دیگر با معنی «يکي کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن