unilinear معنی فارسی يک خطي تک راستايي معنی کامل و مثالها /-lin´ē ǝr/adj.● یک خطی، تک راستایی واژههای دیگر با معنی «يک خطي» monorail راه آهن يک خطي thin window display نمايشي يک خطي که روي صفحات کليد و، کامپيوترهاي دستي بکار مي رود outdent خطي از متن که نسبت به ساير خطوط يک، پاراگراف بيشتر به سمت چپ بسط مي يابد zeeman پديده اي که در آن هر يک از طيفهاي خطي، با عبور از ميدان مغناطيسي به دو يا چند، جزء تجزيه ميشوند backfield line خطي که يک يارد پشت خط تجمع مهاجمان قرار، دارد (فوتبال آمريکايي) M.A. مخفف جملات زير:، سن عقلي، سن يکنفر بر حسب رشد نيروهاي عقلي و RXD حروف اختصاري Recieve Data، خطي است که براي، انتقال داده هاي دريافت شده از يک دستگاه به دستگاه ديگر TXD حروف اختصاري Transmit Data، خطي است که براي، ارسال داده ها از يک وسيله به وسيله ديگر bus network سيستمي که در آن تمام ايستگاهها يا، دستگاههاي کامپيوتري توسط بکارگيري، يک کانال مشترک توزيعي يا يک گذارگاه team handball court زمين بازي هند بال، مربع مستطيل 40 در 20، متر که با خطي به موازات خط دروازه به دو