unintended investment معنی فارسی سرمايه گذاري برنامه ريزي نشده سرمايه گذاري پيش بيني نشده واژههای دیگر با معنی «سرمايه گذاري برنامه ريزي نشده» planned investment سرمايه گذاري برنامه ريزي شده