unipersonal
معنی فارسی
واحد داراي يک افنوم منحصر بيک صيغه
معنی کامل و مثالها
/yōōn´ǝ pu_r´sǝn ǝl/adj.
● یکنفره، یکنفری، یک شخصیتی
● (دستور زبان) منحصر به سوم شخص مفرد (مانند: methinks)
واحد داراي يک افنوم منحصر بيک صيغه
/yōōn´ǝ pu_r´sǝn ǝl/adj.
● یکنفره، یکنفری، یک شخصیتی
● (دستور زبان) منحصر به سوم شخص مفرد (مانند: methinks)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن