دیکشنری فارسی

unipersonal

معنی فارسی

واحد داراي يک افنوم منحصر بيک صيغه

معنی کامل و مثال‌ها

/yōōn´ǝ pu_r´sǝn ǝl/adj.

یکنفره، یکنفری، یک شخصیتی

(دستور زبان) منحصر به سوم شخص مفرد (مانند: methinks)

واژه‌های دیگر با معنی «واحد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن