unit assembly معنی فارسی يک قطعه مجزا ، يک قسمت مجزا و مستقل از يک دستگاه يا وسيله واژههای دیگر با معنی «يک قطعه مجزا» trivial segmentation ذخيره شدن هر قلم داده در يک قطعه مجزا