unitive
معنی فارسی
متحد کننده موجد اتحاد. متحدانه
معنی کامل و مثالها
/yōōn´ǝ tiv/adj.
● متمایل به اتحاد، متحد، اتحادگرای
● متحدانه
متحد کننده موجد اتحاد. متحدانه
/yōōn´ǝ tiv/adj.
● متمایل به اتحاد، متحد، اتحادگرای
● متحدانه
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن