دیکشنری فارسی

universality

UKjuːnivəːsælitiː US'ju:nəvə'sælətı

معنی فارسی

عموميت کليت جامعيت

معنی کامل و مثال‌ها

/yōōn´ǝ vǝr sal´ǝ tē/n., pl.

● جهان‌روایی، جهان‌گیری، گستردگی، گیتی‌گیری، جهان شمولی، فراگیری

the universality of Attar's insight

جهان‌روایی بینش عطار

● کلیت، عمومیت، خاصیت همگانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being universal; existing everywhere

مترادف‌ها

noun
Generality, catholicity, unlimited application.

واژه‌های دیگر با معنی «عموميت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن