universalization معنی فارسی تعميم عاميت کليت همگاني سازي. واژههای دیگر با معنی «تعميم» generalization تعميم، اطلاق، نتيجه عمومي genbraliztion تعميم، کليت بخشي. response generalization تعميم پاسخ stimulus generalization تعميم محرک generalized تعميم يافته، کلي. generalizability تعميم پذيري fallacy of composition تعميم نادرست، استدلال نادرست به اينکه هرگاه بعض مطلبي، درست باشد کل آن صحيح است overgeneralization تعميم افراطي generalized coordinates مختصات تعميم يافته sort merge program پردازش تعميم يافته