دیکشنری فارسی

universally

UKjuːnivəːsæliː US'ju:nə'və:səlı

معنی فارسی

عموما قاطبت بطورکلي مطلقا

معنی کامل و مثال‌ها

/yōōn´ǝ vu_r´sǝl ē/adv.

در سطح جهانی، به طور گسترده، جهانروا وار، جهان‌گیرانه

در همه جا، در همه حالات، عموما، کلا

slavery has been universally condemned

برده‌داری در سراسر جهان مردود شناخته شده است.

مترادف‌ها

adverb
Without exception, uniformly, invariably, in all cases, in every instance.

واژه‌های دیگر با معنی «عموما»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن