unkennel
معنی فارسی
از سوراخ يا لانه بيرون کردن، راندن.
آشکار کردن، افشا کردن، نماياندن، بروز دادن
معنی کامل و مثالها
/-ken´ǝl/vt.
● (جانور را) از سوراخ خود راندن، (سگ را از لانهی خود) فرا خواندن
● آشکار کردن، افشا کردن، نمایاندن، بروز دادن
از سوراخ يا لانه بيرون کردن، راندن.
آشکار کردن، افشا کردن، نماياندن، بروز دادن
/-ken´ǝl/vt.
● (جانور را) از سوراخ خود راندن، (سگ را از لانهی خود) فرا خواندن
● آشکار کردن، افشا کردن، نمایاندن، بروز دادن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن