unlay
معنی فارسی
واچيدن ، باز کردن تاي طناب (دريايي)
معنی کامل و مثالها
/-lā´/vt., vi.
● (کشتیرانی - طناب را) وا تاباندن، آزاد کردن
واچيدن ، باز کردن تاي طناب (دريايي)
/-lā´/vt., vi.
● (کشتیرانی - طناب را) وا تاباندن، آزاد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن