دیکشنری فارسی

unlink

معنی فارسی

از هم گسلاندن، جدا کردن، منوط به هم نکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-liŋk´/vt.

(حلقه‌های زنجیر و غیره) از هم گسلاندن، جدا کردن، منوط به هم نکردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن