دیکشنری فارسی

unlive

معنی فارسی

زندگي يا تجربيات گذشته را محو يا خنثي کردن،

گذشته را جبران کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-liv´/vt.

● زندگی یا تجربیات گذشته را محو یا خنثی کردن، گذشته را جبران کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. live so as to annul some previous behavior “You can never live this down!” “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن