unlive
معنی فارسی
زندگي يا تجربيات گذشته را محو يا خنثي کردن،
گذشته را جبران کردن
معنی کامل و مثالها
/-liv´/vt.
● زندگی یا تجربیات گذشته را محو یا خنثی کردن، گذشته را جبران کردن
تعریف انگلیسی
verb
- live so as to annul some previous behavior “You can never live this down!” “Somebody ----s something”