unlive
معنی فارسی
زندگي يا تجربيات گذشته را محو يا خنثي کردن،
گذشته را جبران کردن
معنی کامل و مثالها
/-liv´/vt.
● زندگی یا تجربیات گذشته را محو یا خنثی کردن، گذشته را جبران کردن
زندگي يا تجربيات گذشته را محو يا خنثي کردن،
گذشته را جبران کردن
/-liv´/vt.
● زندگی یا تجربیات گذشته را محو یا خنثی کردن، گذشته را جبران کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن