دیکشنری فارسی

unlive

معنی فارسی

زندگي يا تجربيات گذشته را محو يا خنثي کردن،

گذشته را جبران کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-liv´/vt.

زندگی یا تجربیات گذشته را محو یا خنثی کردن، گذشته را جبران کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن