دیکشنری فارسی

unmasking

UKʌnmɑːskiŋ

معنی فارسی

پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن ،

نمايان کردن (ياشدن) ، ظاهر کردن (يا شدن)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the exposure of an impostor or a fraud “he published an expose of the graft and corruption in city government”

واژه‌های دیگر با معنی «پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن