unmasks
UKʌnmɑːsks
معنی فارسی
پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن ،
نمايان کردن (ياشدن) ، ظاهر کردن (يا شدن)
پوشش ازرو (ي چيزي) برداشتن ،
نمايان کردن (ياشدن) ، ظاهر کردن (يا شدن)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن