unmuzzle
معنی فارسی
پوزه بند را باز کردن.
از قيد و ملاحظه آزاد کردن
معنی کامل و مثالها
/-muz´ǝl/vt.
● (پوزبند سگ و غیره را) باز کردن، بی پوزبند کردن
● (سخن یا نوشتار) از قید و ملاحظه آزاد کردن
پوزه بند را باز کردن.
از قيد و ملاحظه آزاد کردن
/-muz´ǝl/vt.
● (پوزبند سگ و غیره را) باز کردن، بی پوزبند کردن
● (سخن یا نوشتار) از قید و ملاحظه آزاد کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن