دیکشنری فارسی

unnumbered

UKʌnnʌmbəd

معنی فارسی

بي شماره بيشمار

معنی کامل و مثال‌ها

/-num´bǝrd/adj.

بی شمار، نا شمردنی

شمرده نشده

فاقد شماره، شماره گذاری نشده، بی نمره

مترادف‌ها

adjective
Innumerable, numberless, countless, untold.

واژه‌های دیگر با معنی «بي شماره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن