دیکشنری فارسی

unperformed

UKʌnpəfɔːmd

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not performed “the author of numerous unperformed plays”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن