unpin
معنی فارسی
ميخ يا سنجاق را در اوردن.
معنی کامل و مثالها
/un pin´/vt.
● سنجاق یا سوزن چیزی را در آوردن، باز کردن
تعریف انگلیسی
verb
- remove the pins from; unfasten the pins of “Somebody ----s something”