دیکشنری فارسی

unpromising

UKʌnprəmaiziŋ USənp'rɔmısıŋ

معنی فارسی

مايوس کننده غيرقابل اطمينان نوميد کننده بدون اميد.

مترادف‌ها

adjective
1. Inauspicious, unpropitious, unfavorable, unlucky, untoward, ill omened, not encouraging, not promising.
2. Unlikely.

واژه‌های دیگر با معنی «مايوس کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن