unread
UKʌnred
USən'red
معنی فارسی
خوانده نشده قرائت نشده بيسواد. کم مطالعه کم خوانده ناوارد ناخبره بياطلاع
معنی کامل و مثالها
/-red´/adj.
● (کتاب و غیره) نخوانده
● (آدم) کم مطالعه، کم خوانده
● (در رشتهی بخصوص) ناوارد، ناخبره، بیاطلاع
ریشه و کاربرد
Adjective
Not read or studied.
ریشه
From un- + read.
مثال
- The book sat on the shelf, unread.
- The email remained unread for days.
- He left the letter unread.
ترکیبهای رایج
Unread book Unread email