دیکشنری فارسی

unread

UKʌnred USən'red

معنی فارسی

خوانده نشده قرائت نشده بيسواد. کم مطالعه کم خوانده ناوارد ناخبره بياطلاع

معنی کامل و مثال‌ها

/-red´/adj.

(کتاب و غیره) نخوانده

(آدم) کم مطالعه، کم خوانده

(در رشته‌ی بخصوص) ناوارد، ناخبره، بی‌اطلاع

ریشه و کاربرد

Adjective

Not read or studied.

ریشه

From un- +‎ read.

مثال

  • The book sat on the shelf, unread.
  • The email remained unread for days.
  • He left the letter unread.

ترکیب‌های رایج

Unread book Unread email

واژه‌های دیگر با معنی «خوانده نشده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن