unreel
معنی فارسی
واچرخاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن،
تعريف کردن
معنی کامل و مثالها
/un rēl´/vt., vi.
● (مثلا فیلم را) از قرقره باز کردن
تعریف انگلیسی
verb
- unwind from or as if from a reel “unreel the tape” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”