دیکشنری فارسی

unreel

معنی فارسی

واچرخاندن، از قرقره باز کردن، باز گفتن،

تعريف کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/un rēl´/vt., vi.

● (مثلا فیلم را) از قرقره باز کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. unwind from or as if from a reel “unreel the tape” “Somebody ----s something” “Somebody ----s something PP”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن