unreligious
معنی فارسی
ناوابسته به دين، غيرمذهبي
رجوع شود به irreligious
معنی کامل و مثالها
/-ri lij´ǝs/adj.
● ناوابسته به دین، غیرمذهبی
● رجوع شود به: irreligious
ناوابسته به دين، غيرمذهبي
رجوع شود به irreligious
/-ri lij´ǝs/adj.
● ناوابسته به دین، غیرمذهبی
● رجوع شود به: irreligious
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن