دیکشنری فارسی

unround

معنی فارسی

ناغنچه اي کردن گرد نکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-round´/vt.

● (آوا شناسی) ناغنچه‌ای کردن، (لب‌ها را) گرد نکردن (مثلا هنگام تلفظ : she)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن