دیکشنری فارسی

unschooled

UKʌnskuːld

معنی فارسی

مدرسه نرفته ، تعليم نگرفته ، کار اموزي نکرده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-skōōld´/adj.

● مدرسه نرفته، تحصیل نکرده، نافرهیخته، ناآموخته

● تعلیم یافته خارج از مدرسه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking in schooling “untaught people whose verbal skills are grossly deficient” “an untutored genius” “uneducated children”

مترادف‌ها

adjective
1. Uneducated, uninstructed, ignorant.
2. Undisciplined, untrained.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن