دیکشنری فارسی

unseal

USən'si:l

معنی فارسی

مهر (چيزيرابرداشتن) يا شکستن بازکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-sēl´/vt.

● مهر و موم (نامه و جعبه و غیره) را باز کردن، گشودن

تعریف انگلیسی

verb
  1. break the seal of “He unsealed the letter” “Somebody ----s something” “Something ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن