unseal
USən'si:l
معنی فارسی
مهر (چيزيرابرداشتن) يا شکستن بازکردن
معنی کامل و مثالها
/-sēl´/vt.
● مهر و موم (نامه و جعبه و غیره) را باز کردن، گشودن
تعریف انگلیسی
verb
- break the seal of “He unsealed the letter” “Somebody ----s something” “Something ----s something”