دیکشنری فارسی

unsearchable

UKʌnsəːtʃəbl

معنی فارسی

غير قابل کشف جستجو نکردني کاوش ناپذير.

معنی کامل و مثال‌ها

/-su_rch´ǝ bǝl/adj.

جستجو نکردنی، کاوش ناپذیر، اکتشاف ناپذیر

مترادف‌ها

adjective
Inscrutable, incomprehensible, mysterious, hidden, that cannot be found out or known by searching, past finding out.

واژه‌های دیگر با معنی «غير قابل کشف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن