دیکشنری فارسی

unseaworthy

UKʌnsiːwəːðiː

معنی فارسی

غير قابل دريانوردي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unfit for a voyage “Attrubites: seaworthiness, fitness”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن