دیکشنری فارسی

unship

معنی فارسی

از کشتي بيرون اوردن ،پياده کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-ship´/vt., vi.

● (از کشتی) درآوردن، تخلیه کردن، باراندازی کردن

● (دکل یا پارو و غیره را) از محل خود جابه جا کردن

● ورآمدن، کنده شدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن