دیکشنری فارسی

unsigned

UKʌnsaind USən'saınd

معنی فارسی

بي علا مت بدون امضاء.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. lacking a signature “the message was typewritten and unsigned”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن