دیکشنری فارسی

unslaked

UKʌnzleikt

مترادف‌ها

adjective
1. Unslacked.
2. Unquenched.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن