unsling
معنی فارسی
از فلاخن پرتاب کردن، پرتاب کردن، رها کردن.
معنی کامل و مثالها
/-sliŋ´/vt.
● (تفنگ و غیره) از شانه برداشتن
● (از فلاخن) پرتاب کردن
از فلاخن پرتاب کردن، پرتاب کردن، رها کردن.
/-sliŋ´/vt.
● (تفنگ و غیره) از شانه برداشتن
● (از فلاخن) پرتاب کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن