دیکشنری فارسی

unsought

UKʌnsɔːt

معنی فارسی

کاوش نشده جستجو نشده کشف نشده کوشش نشده ناخواسته .

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not desired “an undesired result”

مترادف‌ها

adjective
1. Unrequested, unasked, unsolicited.
2. Avoided, shunned, eschewed.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن